تبليغاتX
از عشق هر چه می خواهد دله تنگت بگو !!!!

منو این عشق ... که در گیر شدیم...

- در زمین کار نبود و همه در گیر شدیم...

-- زندگی بحث نفس بود... نفس دار شدیم...

--- عشق بازی هیچ.... پاکباز شدیم...

*اول اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی بود* دیره: ولی تبریک میگم این بزرگداشت بزرگ مرد را...

یاحق

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:58 بعد از ظهر |

*******************************************************

امروز که من  سر مست و شادم  

به دنبال دلم محـــــــــــــــتاج یارم

 

به این افسون گری گمراهم اکنون

که گمراهــــــــــی بود راهی اکنون

 

به گمراهـــــــــــی اگر رودی بیابی

بدان از جـــــــــــوهرش رب رابیابی

 

بگفتش عاشقم کردی تو یک عمر

شدم عاشق منم یک روز یک عمر

 

بگفتم ای قــــــدح چین گر بخواهی

برظلمــــــــــــــت روم تا نور خواهی

 

نمیگویم که نـــــــــــــــوری پر فروزم

ولــــــــــــی از مهنتت من کم فروزم

 

بگیر از بحـــــــر خود این دست ما را

که از بـــــــس خار دیدیم زین جلا را

 

چگونه میتوانــــــــــــــــم دیده باشم

امیری چون خودم دیـــــــــوانه باشم

"از امیرحسین قاسمی"

*******************************************************

صدای پای حادثه برای من نهایت

نهایت کمال تو برای من نجابت

 

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:49 بعد از ظهر |
 

  تو مثل راز پائیزی و من .......

چگونه دل اسيرت شد

 قسم به شب نمي دانم
 تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
 و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم
 تو دريايي تريني آبي و آرام و بي پايان
 و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم
 تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
 و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم
 نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
 به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمان
 
 
 
 اکنون که شب از نیمه گذشته
و سکوت هم جا را فراگرفته
تاریکی و ظلمت سایه خود را بر سر شهر افکنده
و همه در خواب ناز کتم عدم فرو رفته اند
من با مهتاب سخن می گویم
از تو از محبت و مهربانیت
از عشق، دوست داشتن و صداقت تو
از دستان پر مهر و آغوش پر محبت تو
از ثانیه ها، دقایق و ساعت های سخت و ملال آور جدایی و تنهایی
از اینکه هر روز صبح به امید شنیدن صدای گرم و مهربانت از خواب بیدار می شوم
از روزهایی که با خیال و رویای با تو بودن سر می کنم
از چشمان خسته و مضطرب خود و از شب زنده داری های خود
از امید وصال و از حضور تو برایش می گویم
حضور تو که دلیلی شده تا روزهای سخت تنهایی را سپری کنم
حضور تو که باعث شده دنیای پوچ و بی ارزش را تحمل کنم
آری از حضور گرم تو برایش می گویم که روح سرد آدمهای اطرافم را آب کرده
از حضور تو برایش می گویم که روزنه امید را در دلم روشن کرده
از حضور تو می گویم که مرا از بایدها و شایدها و خوشی های زودگذر جدا کرده
و به عالمی دیگر کشانده و روحم را به پرواز در آورده
و از شور و شعفی که به خاطر حضور تو در وجودم، ایجاد شده برایش می گویم
اما چند شبی است که تنها هستم و در سکوت تنهایی غرق شدم
چند شبی است که مهتاب درپشت ابرها پنهان شده
و مهتاب را برای شنیدن حرفهایم پیش کش نمی کند
گویی پنداشته دیگر تنها ماه موجود در دنیا نیست
حال دیوار را شریک خود قرار دادم و با او سخن می گویم
تا اگر از دوست داشتن خودم نسبت به تو برایش گفتم از حسودی نرود
و اگر از غم و درد دوری و هجران و فراق برایش گفتم
از شدت دردهام کمر خم نکند و تنهایم نذارد
دوستت دارم عزیز.  
+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
با عرض سلام و پوزش از حضور دوستان عزیزم ...

من از کنکور برگشتم دو هفته دیگه جواب می آد

من شرمنده دوستانم که بهشون سر نمیزنم ...

هارد دیسک دستگاهم دچار مشکلاتی شده که هیچ کسی نمیفهمه ... و به دنبال راه حل تعمیر سیستمم هستم ...

پوزش من رو از بابت سر نزدن بپذیرید.

یاحق دوستان

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 6:33 قبل از ظهر |
سلام به همه دوستای گلم ...

خیلی  ناراحتم که در این چند ماه وقت ندارم که دیگه حتی آپ کنم اما قول میدم بتونم نظراتتون رو بخونم و سعی کنم اگه آپ کردین بیام سر بزنم .

تو رو خدا اگه دیر اومدم و دیر به دیر میام ناراحت نشین ها ...

آخه کامپیوترمم ویروس گرفته و دیگه نور الا نور شده ...

***جبران خلیل جبران میگوید: ما نَفَس و بوی دلاویز خداوند هستیم ***

خوب دوستای گلم من امسال شهریور ماه یا جواب قبولی کنکور رو باید بگیرم یا دفترچه اعضام به خدمت مقدس سربازی رو بگیرم .

البته من کنکور قبولم ... اونم تهران ... !!! آره بابا میخونم قبول میشم .

یه بزرگی میگفتم : خواستن توانستن است . یک انسان هر کاری که بخواهد میتواند انجام دهد ...

ای بابا داشت یادم میرفت ... قالب نوم مبارک باشه ...

.

.

.

اگه دوبار دوبارم سر بزنید قبوله ها ...

همتون رو دوست دارم . دوستای خوبم ...

منتظرتون هستم یاحق

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:34 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:50 قبل از ظهر |
در دیاری از هستی ... نیستی ها  را دیدم  .

هستی ها را خواستم ... نیستی ها نصیبم شد .

دستانم را بالا بردم (نکوبیدم تو سرم) گفتم : بار الهی شکر که عالم بر

 کرده و نا کرده و درست و نادرست من نیست... ولی بر هستی پاک ‌تو هست .

باز در پی گمشده ای گشتم آنچه نا پیدا بود یافتم و آنچه پیدا بود نیافتم .

اشک چشمانم از بس ناشکری کردند که از حال رفتم .

در خواب بیدار شدم و او را یافتم . در حالی که بغض در گلویم شکسته

 شده بود گفتم زمین و آسمان را گشتم ولی نبودی . گفت من در فراتر از

 زمین و آسمان  بودم . گفتم تو در این دنیا نیستی؟

گفت : من در وجود تو هستم... وجودی فراتر از آسمان و زمین . و باز دریافتم که

 اشتباه میکردم ... او در تمام این مدت در قلب من بود و من بی خبرانه زمین و زمان را در پی او بودم .

*آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم .*

ولی اشکم لب مشکم است ... مشکم پر اشک و لبریز شد از زیادی

اشک ...

روزی دستانت را میگیرم در تنهایی و خلوت .

دنیا را میخواهم برای با تو بودن...

دنیا بدون مزاحم ... فقط من و تو ...

هر جا که هستی ... خواب . بیدار . هشیار . مست . بی هوش و...

گوشه گوشه ی این دل خراب سرشار از عطر نگاه توست ای عزیز .

کاش بتوانم تا عبد در چشمانت نگاه کنم و...و.... و بگویم دوست دارم... دوست دارم بدون نقطه تا بی نهایت

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 4:30 بعد از ظهر |

 حقیقت در این است که تفکر زیبا و باز داشته باشیم و بخشش کنیم نه در اینکه خواهان این باشیم که همه ی مسائلی که میخواهیم برای ما حل شوند ...

دست هایت رو بلند کن بگو کمک میخواهم و لی دست هایت را دراز نکن و نگو کمک میخواهم ...

همیشه این شما هستین که در اجتماع با رفتار خود دیگران را جذب میکنید ...

اگه فیلم زیر درخت هلو رو دیدین بدونین که من مهره مار دارم  ( شوخی کردم ... ) (قبول دارم خیلی بی مزه ام نیاز نیست این شلک رو برام بفرصتی )

ولی دوستان همیشه نیاز به مهره مار نیست ... فقط نیاز به دیدی باز و دل بزرگ که هرچیزی رو بشه توش جای داد هست و لازم نیست مثله من به بی راه بریدو دنبال مهره مار بگردید ...

موفق و سر بلند باشید ...

یاحق

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 7:58 بعد از ظهر |

نوشته های یک دوست زیباست و زیبا مینویسد :

 

نا توان گذشته ام ز کوچه ها
نیمه جان رسیده ام به نیمه راه
چون کلاغ خسته ای دراین غروب
می برم به اشان خود پناه
در گریز از ان زمان بی گذشت
در فغان از این ملال بی زوال
رانده از بهشت عشق وارزو
ماند ام همه غم وهمه خیال
سر نهاده چون اسیر خسته جان
در کمند روزگار بد سرشت
رو نهفته چون ستارگان کور
در غبار کهکشان سرنوشت
می روم زدیده ها نهان شوم
می روم که گریه در نهان کنم
یا مرا جدایی تو می کشد
یا تو را دوباره مهربان کنم
این زمان نشسته بی تو با خدا
انکه با تو بود وبا خدا نبود
می کند هوای گریه های تلخ
انکه خنده از لبش جدا نبود
بی تو من کجا روم کجا روم
هستی من از تو مانده یادگار
من به پای خود به دامت امدم
من مگر ز دست خود کنم فرار
تا لبم دگر نفس نمی رسد
ناله ام به گوش کس نمی رسد

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 3:30 قبل از ظهر |

سلام این ویرایش شده ی پسته قبلیمه :

نظراتش هست ...

همتون رو دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه ...

حالا دیديد حرفای شما حقیقت حرفای شما راسته اگه شما نباشین که حقیقت و راستی گم میشه ...

خیلی خوشحالم که دوستانی مثله شما دارم ...

اونهایی هم که دیر اومدن و نمیدونن چه خبره فقط بدونن که غیبتشون برای من موجه است ...

حالا بزارید بگم چرا حقیقت شما هستین ...

چون عشق شما هستین ...

تا حالا فکر کردین اگه نبودین سر عشق چه بلایی می اومد ...

تا حالا فکر کردین تو سرزمینی که شما نباشین عشق وجود نداره ...

تا حالا فکر کردین اگه آدما نباشن این عشقی که حرفشو میزدیم کجا پناه میگرفت ...

خداوند زمانی که شما رو آفرید یادش افتاد که باید تو کوله بارتون عشق بزاره  و بعد شما رو راهی سفر کرد و گفت :

بنده ی من تو را میفرستم جایی که به تو ظلم خواهد شد و در کوله بارت عشق را میگذارم که با آن همیشه از کوه محکم تر جلوه بدهی

 

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 2:11 قبل از ظهر |

جهان اى برادر نماند به كس

دل اندر جهان آفرين بند و بس

مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت

كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت

چو آهنگ رفتن كند جان پاك

چه بر تخت مردن چه بر روى خاك

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 2:48 قبل از ظهر |

به خاطر بسپاریم

نه به بهار دل ببندید و نه از زمستان بگریزید چراکه هر دو زود گذرند !


دوستت را چنان دوست بدار که شاید روزی دشمنت شود و دشمنت را چنان دشمن بدار که روزی دوست تو شود !


جزای کسی که به تو بی وفایی می کند تنها دوری گزیدن از اوست !


کسی را که شکیبایی نجات نداد بی تردید بی تابی تباهش سازد !


هر چه قله های ثروت مرتفع تر دره های سقوط عمیق تر می شود !


سکوت سخن بزرگی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است !


وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست !

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 2:6 قبل از ظهر |

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "

ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !"

ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو انسان كه با يك ببخشيد تمام ميشود"

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

به کسي عشق بورز که لايق عشق باشد نه تشنه عشق چون

تشنه روزي سيراب ميشود

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 3:53 قبل از ظهر |

جنون عشق

 کوتاه ولی ناراحت کننده - بری تو بحرش گریه میکنی ها ...

ماشین رو زد کنار اتوبان و موبایل رو درآورد و شماره گرفت !

الو ... الو ... حمید ! تورو خدا قطع نکن ، فقط گوش کن ، منو ببخش ! از این حرفی که زدم منظوری نداشتم ، نمیتونم حتی تصور کنم که بدون تو زندگی می کنم ،

الو .... ( قطع تلفن )

اشک تو چشای قشنگ دختر جمع شده بود .

حرکت کرد !

۶۰ ....۸۰....۱۰۰....۱۲۰....۱۴۰... و .... 

چشم هاشو بست

۱۶۰ و .....

موبایل دخترک زنگ زد !  ولی کسی نبود که جواب بده !

(پیغام گیر گوشی فعال شد)

--- الو ، سلام نازنینم ، چرا جواب نمیدی ؟

از دستم ناراحتی ؟ می دونم که تند رفتم ، منم نمی تونم بدون تو زندگی کنم !

الو... !

چرا جواب نمیدی ! الو ...

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 4:12 قبل از ظهر |

بخوانید و از بزرگان پند بگیرید ...

 زندگی خواب است و عشق رؤیای آن .



ماكلولم فوربس : مفيدترين وسيله يك دفتر كار، سبد دورريختني‌هاست

اُرد بزرگ : مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .

موزارت : بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند .

مارك مك كورميك : از گفتن نمي‌دانم نهراس

اُرد بزرگ : رایزنی ( مشاوری) که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست .

مسعود فرزاد : معتقدم که پس از گرسنگی و چه بسا پیش از آن ، تنهایی بزرگترین مسئلۀ بشر است .

فردوسی خردمند : خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .

کنکور : گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار ان را به دیگری سپرده است .

اُرد بزرگ : مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ، به اشک به دنبالش خواهد دوید .

کنکور : بله ، در هر چهار یا پانصد سال یکبار ، وحشیگری برای جامعۀ بشری از جملۀ واجبات است ، در غیر این صورت دنیا از فرط تمدن خواهد ترکید .

میلتون : حقیقت سرچشمه ایست که علی الدوام جاریست و سرزمین افکار را سیراب می کند و هیچوقت بر نمی گردد ، زیرا اگر آب چشمه به عقب برگردد مردابی کثیف می شود .

ارد بزرگ : میوه کشتن ، کشته شدن است .

ميوست : تنها با اشخاص موافق معاشرت كنيم,چرا كه كسي به مخالف احتياج ندارد.

اُرد بزرگ : ارزش نگاه دوست را وقتی درک می کنی که در دل دیوارهای دشمن باشی .

مادام داستال : پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود .

کوندیلاک : اگر می خواهید صلح را حفظ کنید با داشتن برتری و مزایا حاضر به پیکار باشید این نکته در کتابهای بسیاری به کار رفته ولی در عمل هنوز ناشناخته و مجهول است.

اُرد بزرگ : زندگی آدم برسان گردش فصل هاست هر بخش زیبایی های خود را دارد .

فردوسی خردمند : کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .

كنراد هيلتون : اشخاص موفق از عمل باز نمي ايستند. اشتباه مي كنند، اما دست نمي كشند.

مونتسكيو : آبادي يك كشور ار روي نسبت آزاديش سنجيده ميشود نه از روي حاصلخيزيش.

اُرد بزرگ : مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد .

کانت : اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود ، بیچاره ترین موجود روی زمین است.

مال اشربر: اگر کمتر به غیر ممکن عقیده مند باشیم خیلی کارها خواهیم کرد.

اُرد بزرگ : میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .

رلف والدو اوسن: خاموش باشیم، زیرا آنگاه است که صدای نجوای خدا را خواهیم شنید.

مونت نین: تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است .

اُرد بزرگ : میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقی خواهد ماند .

کولین مک کارتی :تا از قلب دشواریها گذر نکنی هرگز توان و قدرت نیابی

+ نوشته شده توسط امیرحسین قاسمی در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 3:2 قبل از ظهر |

این  شعر  رو خودم گفتم ...